فرساد، جوان مستعد و پرکار و دوست داشتنی و بی غرور، مهمان روزی بود که بهرام عظیمی چندان مسلط به گفتگو نبود و به شکلی بی حوصله و خسته به نظر می رسید که در ادامه ی برنامه به دلیل جواب های کوتاه و مبهم مهمان، مجبور شد بیش از قسمت های گذشته به گفتگو و صحبت بپردازد که اتفاقاً باعث جذاب تر کردن و دقیق تر کردن بحث شد.
این برنامه که با زمان بسیار کم حدود 30 دقیقه روی آنتن رفت، بیشتر یک مصاحبه بود تا یک برنامه ی تحلیلی کارشناسی لذا نکات خاصی در آن مطرح نشد که به نقد کشیده شود. به نظر اینجانب و طبق آمارهای پرتال، برنامه سیر سعودی خود را از دست داده و در حال افول است. گمان می کنم بهرام عظیمی نسبت به گذشته محتاط تر و آرام تر با موضوع و مهمانان برخورد می نماید و کمتر تمایل به وارد شدن جدی به بحث دارد. این احتیاط شاید از این نظر باشد که جلوه های بصری به عنوان تخصص وی نیست اما لازم به ذکر است که آنجه که به عنوان جلوه های بصری در کشور در حال انجام است در حد ساخت انیمیشن و میکس ابتداییست لذا دلیلی برای عدم ورود جدی تر به بحث از سوی این هنرمند با سابقه و کار بلد کشورمان نیست. هر چه برنامه جلوتر می رود بیشتر حالت معارفه و مصاحبه به خود می گیرد و کمتر وارد بحثی می شود که در آن مطلب موثر و مناسب و قابل توجهی مطرح شود.
گمان می کنم لازم است بهرام عظیمی، جهت گیزی جدیدی را در اجرای خود اتخاذ نموده و ضمن انتخاب بهتر مهمانان، معارفه و گفتگو با ایشان، بحثی دو سویه و هدف دار دنبال نماید. گمان می کنم نیازی نیست سوالات زیادی پرسیده شود بلکه دست یابی به یک نتیجه ی واقع بینانه برای یک سوال، ارزش بیشتری خواهد داشت.
ضمن اینکه عدم حضور و تبادل نظر مهمانان و عوامل برنامه به همراه هنرمندان متخصص این رشته - که اکثر ایشان از اعضای قدیمی پرتال انیماتورهای ایران می باشند- نیز منجر به کم ارزش شدن دیدگاه های مطروحه در برنامه و کم کردن از جذابیت آن شده است. زمانی به یک نتیجه ی موثر دست خواهیم بافت که موضوع توسط افراد مختلف در کنار متخصصین به نقد کشیده شود. نه اینکه (در این مورد) تنها کم سوادی همچون احقر یک تنه به قاضی رود.
در این قسمت، همانطور که عنوان داشتم، سوالات زیادی مطرح گردید که با پاسخ ها بسیار کوتاه و پر ایهام! مهمان برنامه همراه می شد. امیدوارم فرساد، در برنامه ی دیگر، در پاسخ به سوالات همت و جدیت بیشتری به کار گیرد تا بیننده بهره ی بیشتری از تجربه های وی ببرد.
یکی از معدود گفتگوهای جالب در این برنامه، بحث خلاقیت در تیزرهای بازرگانی بود. متاسفانه معذل بزرگ و کنونی جلوه های بصری، همین کم شدن نقش خلاقانه هنرمندان ایرانی است. هنرمندانی که ذاتاً خلاق هستند. متاسفانه به دلیل عدم اطمینان به ایشان، عدم پرورش علمی و متعاقباً، عدم ارتقاع ازیک سوپروایزر به یک مجری و ایده پرداز، باعث شده استعدادهای کشور، خلاقیت خود را اکثرا در کپی برداری از نمونه های خارجی به کار گیرند. متاسفانه در چند سال اخیر کمتر کاریست که بتوان به عنوان برنامه ای خلاقانه مورد توجه و اشاره قرار داد. متاسفانه این معذل حتی در صدا و سیما نیز روز به روز افزایش می یابد. جدیدترین نمونه ی آن هم کپی برداری کامل بخش های خبری مانند خبر ساعت 14 از کانال خبری BBC است. تا آنجایی که نحوه ی نشستن خود را کاملا با مجریان این برنامه تطبیق می دهند.
امیدوارم بهرام عظیمی، در یکی از برنامه های خود، با دعوت از یکی از هنرمندان چیره دست و خلاق کشور مانند استاد فرشچیان، استاد آغداشلو و ... به بحث در خصوص خلاقیت و دلیل کاهش آن اختصاص دهد.
نقد قسمت هشتم از برنامه های تحلیلی جلوه های بصری
نقد قسمت هفتم از برنامه های تحلیلی جلوه های بصری
در ابتدا از همراهان پرتال به دلیل تاخیر در ارسال نقدها عذرخواهی می نمایم.
در این برنامه که مطالب ارزشمندی را در طول 45 دقیقه ای در بر نداشت، دارای چند نکته بود که در ادامه به آن ها اشاره خواهم نمود:
نکته اول، در ابتدا چیزی که بسیار جلب نظر می کرد نمونه کارهای ارائه شده در ابتدای برنامه بود. تصاویری از نورانی کردن چهره و ایجاد طوفان! قطعاً این پرسش برای بسیاری مطرح خواهد شد که آیا محدوده ی جلوه های بصری در فیلم های تاریخی به اینجا ختم می شود؟ البته گروه مهمان برنامه کار قابل قبولی چون "در چشم باد" را هم در کارنامه ی خود دارند که به هر دلیل تصاویری از آن را به نمایش نگذاشتند که البته دلیل این مطلب می تواند جالب باشد.
نکته دوم، نظریه دار معرفی شدن مهمان برنامه از سوی صالح علا در زمینه جلوه های بصری کمی مبهم بود. چرا که در طول برنامه نه تنها مطالب خاصی بیان نگردید که اشاره ای هم به نظریات معتمدی نشد. اینکه این نظریات در چه رابطه ای است؟ این موضوع از این نظر می تواند جالب توجه باشد که خود صنعت جلوه های بصری در کشور در جایگاه فنی بسیار ابتدایی در جهان قرار گرفته است.
نکته سوم، عدم توجه امیررضا معتمدی به سوالات مجری-کارشناس برنامه بود. به خصوص در پاسخ اولین سوال که بعد از پخش هفت قسمت از این سری برنامه ها و حضور متخصصین و اساتید و نفسیر جامع و کامل در خصوص عبارت "جلوه های بصری"، شروع به تفسیر این عبارت پرداخت در حالی که بیننده نیز نیاز به این تفسیر مجدد که نه تنها مطلب متفاوتی نداشته که کمی هم مبهم و شخصی بیان شد، نداشت. صحبت های وی در خصوص نرم افزارها نیز ارتباطی با بحث و مخاطبین عام نداشت.
نکته چهارم، عقیده ی معتمدی به آکادمیک نشدن رشته جلوه های بصری بود که کافیست حداقل جستجویی در اینترنت نماید. این رشته به عنوان یکی از رشته های گران قیمت، مدت هاست که به صورت بسیار تخصصی در دانشگاه های دولتی و خصوصی تدریس می شود.
نکته پنجم، که باعث تاسف عمیقیست، توهین به مهمان گذشته بود که در شان یکچنین برنامه ای نبوده و نیست.
در این برنامه بسیاری از مطالب کاملاً بدون پشتوانه منطقی و اشتباه مطرح شد. در جایی از این گفتگو، مهمان برنامه، انیمیشن را به عنوان صنعت قبول نداشته و ضمن آن در مقام مقایسه با جلوه های بصری موارد نادرستی را مطرح نمود. تقریبا کل صحبت های مهمان برنامه نیز در خصوص تحصیلات آکادمیک هم نادرست بود. تنها به این مطلب اشاره می کنم که تقریبا در هیچ رشته ای تنها به هما مقوله و به طور مستقیم نگاه نمی شود، انیمیشن، جلوه های بصری (که اتفاقا بر خلاف انیمیشن تنوع کمتری دارد)، معماری، موسیقی، پزشکی و ... در تمام این رشته ها مجموعه ای از علوم تدریس می شود و در نهایت فرد می تواند در مقاطع تخصصی تر نسبت به یک فن خاص مراتب تخصصی خود را افزایش دهند.
اما در این برنامه مطالب صحیحی هم مطرح شد. در جایی که معتمدی در پاسخ به سوال عظیمی در رابطه با اینکه چرا به سراغ کارهای فانتزی و رویایی نمی روید تا نمونه کاری برای تولید کنندگان داشته باشید؟ عنوان داشت که در خصوص هر کاری نمی توان نمونه کاری از پیش تهیه کرد کما اینکه در هالیوود نیز چنین اتفاقی نمی افتد و مهمان دو قسمت قبل، بنی اقبال، در این خصوص مثالی را مطرح نمود. و در جایی دیگر مهمان برنامه سینمای ایران را سینمایی در سایه مطرح کرد که اصطلاح بجا و جالبی بود.
در جایی دیگر دکتر امیررضا معتمدی اصطلاح "جلوه های بصری ایرانی" را به کار گرفت و مطرح نمود و فیلم "حضرت یوسف" و جلوه های بصری آن را نمونه ای از این قبیل خواند که البته این مطلب نیز صحیح نبود. اول اینکه طبیعتاً هر کشوری می تواند در مقابل هر صنعت، صنعت بومی و در واقع خلاقیت فکری خود را اعمال نماید اما در حال حاضر در زمینه جلوه های بصری که همچنان در الفبای آن قرار داریم چنین تعریفی بی معنی است و به نوعی توجیه کیفیت پایین کارهاست و از طرفی در خصوص جلوه های بصری "حضرت یوسف"، قطعاً مشابهتی نیست چرا که کیفیت کارهای هالیوودی در جایگاهی بسیار متفاوت است!
اما با توجه به همه ی این مطالب شخصی و نادرست، عنوانی در این برنامه مطرح شد که بسیار درست و بجا مطرح گردید. اینکه ما در ایران شخصی به عنوان کارشناس جلوه های بصری نداشته و تمامی به عنوان "سوپروایزر" فعالیت می نماییم.
در بخشی از این گفتگو، مجری برنامه دلیل اینکه کارهای انجام گرفته هیچ ارتباطب با کارهای فانتزی ندارند پرسش نمود و معتمدی در پاسخ مثال قسمت نبرد هوایی سریال "در چشم باد" مطرح کرد. وی انجام این کار را مشکل و در مقابل اصرار بجای بهرام عظیمی، فرد با سابقه و خوش نام در زمینه انیمیشن سه بعدی، عنوان داشت که این کار در مقایسه با کاراکتر، به هیچ عنوان پیچیده و سخت نیست (که البته این موضوع را هر انیماتور تازه کاری می داند که چنین نیست) و بیان داشت که در این پروژه مرتب با موانعی روبرو می شدند. این اتفاق قطعاً اثبات کننده ی سختی این کار نیست که تنها ثابت کننده ی ضعف گروه تخصصی ایشان است و نه ضعف تمامی سوپروایزرهای انیمیشن و جلوه های بصری کشور.
در پایان برنامه نیز، بهرام عظیمی، که صادقانه باید گفت اجرای خوبی در برنامه نداشته و کمتر در بحث ها وارد میشد و گفتگو را به خوبی کنترل نکرد، سوالی مطرح نمود در خصوص اینکه نقش مسئول جلوه های بصری بیش از افزایش جمعیت، تغییر رنگ آسمان و ... چیست، مجدد با پاسخ کاملا حاشیه ای مهمان برنامه همراه شد که تنها به تفسیر و آموزش نحوه ی افزایش جمعیت پرداخت!
این مطلب نیز قابل توجه است که معتمدی لزوم حضور مسئول جلوه های بصری را در زمان تدوین فیلمنامه برای تعیین حد قابلیت ها مفید دانست که امید است این مطلب به صورت عملی نیز توسط تهیه کنندگان و فیلم نامه نویسان و کارگردانان خوب کشور قرار گیرد.
در پایان...
در پایان این نقد، مجدد احقر یادآور می شود نواقص فراوانی در آموخته های خود دارد و به عنوان یک فرد بدون تخصص کافی در زمینه جلوه های بصری، صنعت پیچیده و لذت بخش سینما و تلویزیون، و بنا به خواست عوامل این برنامه، هر قسمت را فارغ از نام ها و موقعیت ها مورد نقد و تحلیل قرار می دهد. لذا قطعا مطالب مندرج خالی از ایراد و نقصان نیست. باعث خوشحالی خواهد بود که این خطاها گوشزد گردد.